اگر حسابدار، دانشجوی حسابداری، مدیر مالی یا متقاضی ورود به بازار کار این رشته هستید، یادگیری اصطلاحات حسابداری به انگلیسی یکی از مهارتهایی است که دیر یا زود به آن نیاز خواهید داشت.
بخش زیادی از منابع تخصصی حسابداری، استانداردهای بینالمللی، نرمافزارها، گزارشهای مالی و مقالات حرفهای از واژههای انگلیسی استفاده میکنند. به همین دلیل شناختن معادل دقیق اصطلاحاتی مانند Assets، Liabilities، Revenue، Expense، Accounts Receivable، Cost of Goods Sold و Financial Statements فقط برای یادگیری زبان نیست؛ بلکه بخشی از دانش حرفهای یک حسابدار محسوب میشود.
در این راهنما، مجموعه جامعی از اصطلاحات حسابداری به زبان انگلیسی را همراه با معادل فارسی، تعریف ساده و دستهبندی موضوعی بررسی میکنیم. همچنین اصطلاحات پایه، اصطلاحات حسابداری صنعتی به انگلیسی، صورتهای مالی، حسابرسی، مالیات، انبار، بهای تمامشده و مهمترین مخففهای حسابداری را خواهید دید.
در انتهای مقاله نیز بخش اصطلاحات حسابداری به انگلیسی pdf برای مرور و استفاده سریع در نظر گرفته شده است.
اصطلاحات حسابداری به انگلیسی در یک نگاه
اگر فقط دنبال مهمترین لغات هستید، جدول زیر نقطه شروع مناسبی است:
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی |
|---|---|
| Accounting | حسابداری |
| Accountant | حسابدار |
| Account | حساب |
| Assets | داراییها |
| Liabilities | بدهیها |
| Equity | حقوق مالکانه |
| Revenue | درآمد |
| Expense | هزینه |
| Profit | سود |
| Loss | زیان |
| Cash | وجه نقد |
| Inventory | موجودی کالا |
| Accounts Receivable | حسابهای دریافتنی |
| Accounts Payable | حسابهای پرداختنی |
| Journal | دفتر روزنامه |
| General Ledger | دفتر کل |
| Trial Balance | تراز آزمایشی |
| Balance Sheet | ترازنامه |
| Income Statement | صورت سود و زیان |
| Cash Flow Statement | صورت جریان وجوه نقد |
| Cost | بها / هزینه |
| Cost of Goods Sold | بهای تمامشده کالای فروشرفته |
| Depreciation | استهلاک دارایی مشهود |
| Amortization | استهلاک دارایی نامشهود |
| Audit | حسابرسی |
| Tax | مالیات |
| Budget | بودجه |
| Invoice | صورتحساب / فاکتور |
| Debit | بدهکار |
| Credit | بستانکار |
این واژهها پایه بخش بزرگی از اصطلاحات رایج حسابداری به انگلیسی را تشکیل میدهند.

چرا یادگیری اصطلاحات انگلیسی حسابداری مهم است؟
در منابع تخصصی حسابداری اصطلاحات انگلیسی زیادی وجود دارد که ترجمه لفظبهلفظ آنها همیشه مفهوم حسابداری صحیحی ایجاد نمیکند.
برای مثال:
Expense معمولاً «هزینه» ترجمه میشود؛ اما Cost بسته به کاربرد میتواند «بها»، «هزینه» یا «بهای تمامشده» باشد.
همچنین:
- Revenue با Income همیشه دقیقاً یک مفهوم ندارد.
- Equity فقط «سرمایه» نیست و در بسیاری از گزارشها باید «حقوق مالکانه» ترجمه شود.
- Accounts Receivable فقط «دریافتنی» نیست و مفهوم مشخصی در ساختار حسابها دارد.
- Cost of Goods Sold ترجمه تخصصی «بهای تمامشده کالای فروشرفته» دارد.
- Work in Process به معنی «کالای در جریان ساخت» است.
بنابراین هدف از یادگیری اصطلاحات انگلیسی حسابداری حفظ کردن چند لغت نیست؛ باید مفهوم حسابداری آنها نیز شناخته شود.
اصطلاحات رایج حسابداری به انگلیسی
در ابتدا مهمترین اصطلاحاتی را بررسی میکنیم که تقریباً تمام حسابداران با آنها سروکار دارند.
Accounting — حسابداری
فرایند شناسایی، ثبت، طبقهبندی، تلخیص و گزارش اطلاعات مالی یک واحد اقتصادی.
Accountant — حسابدار
فردی که وظیفه ثبت، کنترل، تحلیل و گزارش اطلاعات مالی را انجام میدهد.
Account — حساب
محلی برای طبقهبندی و ثبت رویدادهای مالی مرتبط با یک موضوع مشخص.
Transaction — معامله / رویداد مالی
یک فعالیت اقتصادی که قابلیت ثبت در سیستم حسابداری دارد.
Financial Transaction — رویداد مالی
رویدادی که بر وضعیت مالی واحد اقتصادی اثر میگذارد.
Accounting Period — دوره حسابداری
بازه زمانی مشخصی که اطلاعات مالی مربوط به آن تهیه و گزارش میشود.
Fiscal Year — سال مالی
دوره مالی معمولاً یکساله که گزارشهای مالی برای آن تهیه میشوند.
Accounting Cycle — چرخه حسابداری
مجموعه مراحل ثبت رویدادهای مالی تا تهیه صورتهای مالی.
Accounting Equation — معادله حسابداری
رابطه بنیادی میان داراییها، بدهیها و حقوق مالکانه.
Assets = Liabilities + Equity
یعنی:
داراییها = بدهیها + حقوق مالکانه
Bookkeeping — دفترداری
فرایند ثبت منظم معاملات مالی در دفاتر یا سیستم حسابداری.
Accounting Records — سوابق حسابداری
اسناد و اطلاعاتی که عملیات مالی واحد اقتصادی در آن ثبت شدهاند.
Accounting System — سیستم حسابداری
مجموعه روشها، اسناد، نرمافزارها و کنترلهایی که برای پردازش اطلاعات مالی استفاده میشود.
اگر علاوه بر یادگیری اصطلاحات حسابداری به انگلیسی میخواهید ثبتهای حسابداری و مهارتهای موردنیاز شرکتها را بهصورت عملی یاد بگیرید، مطالعه راهنمای آموزش حسابداری ویژه بازار کار میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
اصطلاحات مهم حسابداری به انگلیسی؛ دارایی، بدهی و حقوق مالکانه
Assets — داراییها
منابع اقتصادی تحت کنترل واحد تجاری که انتظار میرود منافع اقتصادی ایجاد کنند.
Current Assets — داراییهای جاری
داراییهایی که معمولاً در چرخه عملیات یا دوره کوتاهمدت مصرف یا تبدیل به وجه نقد میشوند.
نمونهها:
- Cash
- Accounts Receivable
- Inventory
Non-current Assets — داراییهای غیرجاری
داراییهایی که برای استفاده بلندمدت نگهداری میشوند.
Fixed Assets — داراییهای ثابت
اصطلاح رایجی برای داراییهایی مانند ساختمان، ماشینآلات و تجهیزات.
Property, Plant and Equipment — اموال، ماشینآلات و تجهیزات
یکی از مهمترین طبقات داراییهای مشهود بلندمدت.
مخفف:
PPE
Intangible Assets — داراییهای نامشهود
داراییهای بدون ماهیت فیزیکی، مانند برخی حقوق، امتیازات و نرمافزارها.
Cash — وجه نقد
وجوه نقد موجود در صندوق یا حسابهای بانکی قابل استفاده.
Cash Equivalents — معادلهای نقد
سرمایهگذاریهای کوتاهمدت با نقدشوندگی بالا.
Inventory — موجودی کالا
مواد، کالا یا محصولاتی که برای فروش یا مصرف در تولید نگهداری میشوند.
Accounts Receivable — حسابهای دریافتنی
مبالغی که واحد تجاری بابت فروش کالا یا ارائه خدمات از مشتریان طلبکار است.
مخفف:
AR
Notes Receivable — اسناد دریافتنی
مطالباتی که مستند به اسناد مشخص دریافتنی هستند.
Liabilities — بدهیها
تعهدات واحد اقتصادی در برابر اشخاص دیگر.
Current Liabilities — بدهیهای جاری
تعهداتی که انتظار میرود در کوتاهمدت تسویه شوند.
Non-current Liabilities — بدهیهای غیرجاری
تعهدات بلندمدت واحد اقتصادی.
Accounts Payable — حسابهای پرداختنی
بدهی واحد تجاری به فروشندگان و تأمینکنندگان.
مخفف:
AP
Notes Payable — اسناد پرداختنی
بدهیهایی که در قالب سند یا تعهد کتبی پرداخت ثبت شدهاند.
Loan — وام
وجه دریافتشده که طبق شرایط توافقشده باید بازپرداخت شود.
Equity — حقوق مالکانه
باقیمانده منافع مالکانه پس از کسر بدهیها از داراییها.
Owner’s Equity — حقوق مالک
حقوق متعلق به مالک یا مالکان واحد اقتصادی.
Shareholders’ Equity — حقوق صاحبان سهام
حقوق متعلق به سهامداران شرکت.
Capital — سرمایه
مبلغ یا منابعی که مالکان در واحد تجاری سرمایهگذاری کردهاند.
Retained Earnings — سود انباشته
بخشی از سود واحد تجاری که بین سهامداران توزیع نشده است.
برای ورود حرفهای به این حوزه، تنها حفظ اصطلاحات کافی نیست؛ تسلط بر ثبت اسناد، دفاتر، نرمافزار حسابداری و پروژههای واقعی نیز ضروری است که در دوره حسابداری ویژه بازار کار چکاه آموزش داده میشود.
اصطلاحات حسابداری انگلیسی به فارسی؛ درآمد و هزینه
Revenue — درآمد
منافع اقتصادی حاصل از فعالیتهای اصلی واحد تجاری.
Sales Revenue — درآمد فروش
درآمد حاصل از فروش کالا یا خدمات.
Sales — فروش
مبلغ حاصل از فروش کالا یا خدمات.
Income — درآمد
واژهای گستردهتر که بسته به متن میتواند مفهوم درآمد یا افزایش منافع اقتصادی داشته باشد.
Other Income — سایر درآمدها
درآمدهایی که خارج از فعالیت اصلی واحد تجاری ایجاد شدهاند.
Expense — هزینه
مخارج شناساییشده مربوط به دوره که باعث کاهش منافع اقتصادی میشوند.
Operating Expenses — هزینههای عملیاتی
هزینههای مرتبط با فعالیتهای عادی واحد تجاری.
Administrative Expenses — هزینههای اداری
هزینههای مرتبط با اداره واحد اقتصادی.
Selling Expenses — هزینههای فروش
هزینههای مرتبط با فروش و بازاریابی کالا یا خدمات.
Financial Expenses — هزینههای مالی
هزینههای مرتبط با تأمین مالی.
Interest Expense — هزینه بهره
هزینه ناشی از استفاده از منابع مالی استقراضی.
Profit — سود
مازاد درآمد بر هزینهها.
Gross Profit — سود ناخالص
تفاوت فروش خالص با بهای تمامشده کالای فروشرفته.
Operating Profit — سود عملیاتی
سود حاصل از فعالیتهای عملیاتی واحد تجاری.
Net Profit — سود خالص
سود نهایی پس از لحاظ کردن درآمدها و هزینههای مربوط.
Loss — زیان
زمانی ایجاد میشود که هزینهها یا کاهش منافع اقتصادی از درآمد مربوط بیشتر شود.
Gross Loss — زیان ناخالص
زیان حاصل از مقایسه درآمد فروش و بهای تمامشده.
Net Loss — زیان خالص
زیان نهایی واحد تجاری در یک دوره.
اصطلاحات حسابداری مربوط به بدهکار و بستانکار
دو کلمه Debit و Credit از مهمترین اصطلاحات تخصصی حسابداری به انگلیسی هستند.
Debit — بدهکار
ثبت در سمت بدهکار حساب.
مخفف:
Dr
Credit — بستانکار
ثبت در سمت بستانکار حساب.
مخفف:
Cr
Debit Balance — مانده بدهکار
مانده حسابی که جمع سمت بدهکار آن بیشتر است.
Credit Balance — مانده بستانکار
مانده حسابی که جمع سمت بستانکار آن بیشتر است.
Double-entry Accounting — حسابداری دوطرفه
سیستمی که هر رویداد مالی حداقل بر دو حساب اثر میگذارد و مجموع بدهکار و بستانکار باید برابر باشد.
Journal Entry — ثبت حسابداری / ثبت روزنامه
ثبت یک رویداد مالی در سیستم حسابداری.
مثال ساده Debit و Credit
فرض کنید شرکت یک دستگاه به مبلغ 100 میلیون تومان نقداً خریداری کند.
ثبت ساده:
| حساب | بدهکار | بستانکار |
|---|---|---|
| Equipment | 100 میلیون | — |
| Cash | — | 100 میلیون |
در این رویداد:
Equipment بدهکار و Cash بستانکار میشود.
اصطلاحات حسابداری در انگلیسی مربوط به دفاتر و ثبت حسابداری
Journal — دفتر روزنامه
محلی که رویدادهای مالی ابتدا به ترتیب تاریخ ثبت میشوند.
General Journal — دفتر روزنامه عمومی
دفتر مورد استفاده برای ثبت انواع رویدادهای مالی عمومی.
Ledger — دفتر کل
محلی که اطلاعات بر اساس حسابها طبقهبندی میشود.
General Ledger — دفتر کل
مجموعه حسابهای اصلی سیستم حسابداری.
مخفف:
GL
Subsidiary Ledger — دفتر معین
دفتر یا ساختاری که جزئیات یک حساب کل را نگهداری میکند.
Posting — انتقال به دفتر کل
انتقال اطلاعات ثبتشده از اسناد یا دفتر روزنامه به حسابهای دفتر کل.
Trial Balance — تراز آزمایشی
فهرست مانده حسابها برای کنترل و تهیه گزارشهای مالی.
Adjusting Entry — ثبت تعدیلی
ثبتی که در پایان دوره برای اصلاح یا تکمیل اطلاعات حسابداری انجام میشود.
Closing Entry — ثبت اختتامی
ثبتهایی که برای بستن حسابهای موقت در پایان دوره انجام میشوند.
Opening Entry — ثبت افتتاحیه
ثبت ماندههای ابتدای دوره مالی جدید.
Document — سند
مدرک مربوط به یک رویداد یا عملیات.
Accounting Document — سند حسابداری
سندی که اطلاعات ثبت حسابداری در آن منعکس میشود.
Supporting Documents — اسناد مثبته
اسناد و مدارکی که وقوع یک رویداد مالی را اثبات میکنند.
اصطلاحات انگلیسی حسابداری مربوط به صورتهای مالی
شناخت اصطلاحات صورتهای مالی برای حسابدارانی که میخواهند گزارشهای انگلیسی را مطالعه کنند ضروری است.
Financial Statements — صورتهای مالی
گزارشهایی که وضعیت مالی و عملکرد واحد اقتصادی را نشان میدهند.
Statement of Financial Position — صورت وضعیت مالی
عنوان متداول امروزی برای گزارشی که وضعیت داراییها، بدهیها و حقوق مالکانه را نشان میدهد.
Balance Sheet — ترازنامه
عنوان شناختهشده و رایج برای صورت وضعیت مالی.
Income Statement — صورت سود و زیان
گزارشی که درآمدها، هزینهها و نتیجه عملکرد دوره را نشان میدهد.
Profit and Loss Statement — صورت سود و زیان
اصطلاح دیگری برای گزارش سود و زیان.
مخفف:
P&L
Statement of Cash Flows — صورت جریان وجوه نقد
گزارشی از جریانهای ورود و خروج وجه نقد.
Cash Flow Statement — صورت جریان وجوه نقد
عنوان رایج همین گزارش.
Statement of Changes in Equity — صورت تغییرات در حقوق مالکانه
گزارشی که تغییرات حقوق مالکانه طی دوره را نشان میدهد.
Notes to Financial Statements — یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی
اطلاعات تکمیلی مورد نیاز برای درک بهتر صورتهای مالی.
Comparative Financial Statements — صورتهای مالی مقایسهای
صورتهایی که اطلاعات چند دوره را برای مقایسه ارائه میکنند.
Consolidated Financial Statements — صورتهای مالی تلفیقی
صورتهای مالی مربوط به گروه اقتصادی که اطلاعات واحد اصلی و واحدهای تحت کنترل را تلفیق میکند.

اصطلاحات حسابداری صنعتی به انگلیسی
یکی از مهمترین بخشهای زبان تخصصی حسابداری، اصطلاحات حسابداری صنعتی به انگلیسی است.
حسابداری صنعتی یا Cost Accounting با محاسبه، کنترل و تحلیل هزینه تولید ارتباط دارد. بنابراین حسابداران شرکتهای تولیدی باید با اصطلاحات انگلیسی حسابداری صنعتی آشنا باشند.
Cost Accounting — حسابداری صنعتی / حسابداری بهای تمامشده
شاخهای از حسابداری که به اندازهگیری و تحلیل هزینهها میپردازد.
Cost — بها / هزینه
ارزش منابع مصرفشده برای دستیابی به یک هدف مشخص.
Costing — هزینهیابی / تعیین بها
فرایند تعیین بهای محصول، خدمت یا فعالیت.
Cost of Goods Sold — بهای تمامشده کالای فروشرفته
هزینه مربوط به کالاهایی که طی دوره فروخته شدهاند.
مخفف:
COGS
Cost of Goods Manufactured — بهای تمامشده کالای ساختهشده
هزینه تولید کالاهایی که ساخت آنها در دوره تکمیل شده است.
مخفف:
COGM
Manufacturing Cost — هزینه تولید
هزینههای مرتبط با فرایند ساخت محصول.
Production Cost — هزینه تولید
هزینههای ایجادشده برای تولید کالا.
Direct Cost — هزینه مستقیم
هزینهای که بتوان آن را مستقیماً به محصول، پروژه یا موضوع هزینه مرتبط کرد.
Indirect Cost — هزینه غیرمستقیم
هزینهای که ارتباط مستقیم و قابل ردیابی با یک واحد محصول ندارد.
Direct Materials — مواد مستقیم
مواد اولیهای که مستقیماً در ساخت محصول مصرف میشوند.
Indirect Materials — مواد غیرمستقیم
مواد مصرفی مرتبط با تولید که تخصیص مستقیم آنها به محصول دشوار یا غیرعملی است.
Direct Labor — دستمزد مستقیم
دستمزد کارکنانی که مستقیماً در تولید محصول نقش دارند.
Indirect Labor — دستمزد غیرمستقیم
دستمزد کارکنانی که در تولید فعالیت دارند ولی هزینه آنها مستقیماً به محصول مشخصی تخصیص داده نمیشود.
Manufacturing Overhead — سربار ساخت
هزینههای تولید غیر از مواد مستقیم و دستمزد مستقیم.
Factory Overhead — سربار کارخانه
اصطلاح دیگری برای هزینههای غیرمستقیم تولید.
Raw Materials — مواد اولیه
مواد مورد استفاده در تولید محصولات.
مخفف رایج:
RM
Work in Process — کالای در جریان ساخت
محصولاتی که فرایند تولید آنها هنوز تکمیل نشده است.
مخفف:
WIP
Finished Goods — کالای ساختهشده
محصولاتی که مراحل تولید آنها کامل شده ولی هنوز فروخته نشدهاند.
مخفف:
FG
Prime Cost — هزینه اولیه
ترکیب هزینه مواد مستقیم و دستمزد مستقیم.
Conversion Cost — هزینه تبدیل
هزینههایی که برای تبدیل مواد اولیه به محصول ساختهشده انجام میشوند.
Fixed Cost — هزینه ثابت
هزینهای که در محدوده مشخصی از فعالیت، مجموع آن با تغییر حجم تولید تغییر قابلتوجهی ندارد.
Variable Cost — هزینه متغیر
هزینهای که مجموع آن با سطح فعالیت تغییر میکند.
Mixed Cost — هزینه مختلط
هزینهای شامل اجزای ثابت و متغیر.
Unit Cost — هزینه هر واحد
هزینه منتسب به یک واحد محصول.
Standard Cost — هزینه استاندارد
هزینه از پیش تعیینشده بر اساس استانداردها و شرایط مورد انتظار.
Actual Cost — هزینه واقعی
هزینهای که عملاً اتفاق افتاده است.
Budgeted Cost — هزینه بودجهشده
هزینه پیشبینیشده در بودجه.
Cost Center — مرکز هزینه
بخش یا واحدی که هزینهها برای آن جمعآوری و کنترل میشوند.
Cost Driver — محرک هزینه
عاملی که باعث ایجاد یا تغییر هزینه میشود.
Activity-Based Costing — هزینهیابی بر مبنای فعالیت
روش تخصیص هزینهها بر اساس فعالیتها و محرکهای هزینه.
مخفف:
ABC
Job Order Costing — هزینهیابی سفارش کار
روش هزینهیابی برای پروژهها یا سفارشهای مشخص.
Process Costing — هزینهیابی مرحلهای
روش هزینهیابی مناسب تولید مستمر و محصولات مشابه.
Break-even Point — نقطه سربهسر
سطحی از فروش که در آن مجموع درآمد و مجموع هزینه برابر میشوند.
مخفف:
BEP
Contribution Margin — حاشیه فروش / حاشیه مشارکت
مبلغ باقیمانده از فروش پس از کسر هزینههای متغیر.
Normal Waste — ضایعات عادی
ضایعاتی که در شرایط عادی فرایند تولید قابل انتظار است.
Abnormal Waste — ضایعات غیرعادی
ضایعاتی بیش از سطح عادی و مورد انتظار.

اصطلاحات تخصصی حسابداری به انگلیسی مربوط به موجودی کالا
Beginning Inventory — موجودی اول دوره
موجودی کالا در ابتدای دوره مالی.
Ending Inventory — موجودی پایان دوره
موجودی کالا در پایان دوره مالی.
Inventory Turnover — گردش موجودی کالا
شاخصی برای اندازهگیری سرعت مصرف یا فروش موجودی.
Inventory Count — شمارش موجودی
شمارش فیزیکی موجودی کالا.
Physical Inventory — موجودی فیزیکی
موجودی تعیینشده از طریق شمارش واقعی.
Inventory Adjustment — تعدیل موجودی
اصلاح مانده موجودی بر اساس اختلاف یا تغییرات شناساییشده.
Inventory Valuation — ارزیابی موجودی
تعیین مبلغی که موجودی با آن گزارش میشود.
First In, First Out — اولین صادره از اولین وارده
روش FIFO.
Weighted Average — میانگین موزون
یکی از روشهای محاسبه بهای موجودی و خروج کالا.
Net Realizable Value — خالص ارزش فروش
مبلغی که انتظار میرود از فروش موجودی پس از کسر هزینههای لازم حاصل شود.
مخفف:
NRV
Purchase — خرید
خرید کالا یا مواد.
Purchase Return — برگشت از خرید
کالاهای خریداریشدهای که به فروشنده بازگردانده میشوند.
Sales Return — برگشت از فروش
کالاهایی که مشتری پس از فروش بازمیگرداند.
Freight-in — کرایه حمل خرید
هزینه حمل مرتبط با خرید کالا.
اصطلاحات حسابداری به زبان انگلیسی مربوط به استهلاک
Depreciation — استهلاک
تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاکپذیر یک دارایی مشهود طی عمر مفید آن.
Accumulated Depreciation — استهلاک انباشته
مجموع استهلاک ثبتشده دارایی تا یک تاریخ مشخص.
Depreciable Amount — مبلغ استهلاکپذیر
مبلغی که باید طی عمر مفید دارایی مستهلک شود.
Useful Life — عمر مفید
مدت یا ظرفیت مورد انتظار استفاده از دارایی.
Residual Value — ارزش باقیمانده
ارزش برآوردی دارایی در پایان عمر مفید با توجه به مفروضات مربوط.
Book Value — ارزش دفتری
مبلغ ثبتشده دارایی پس از لحاظ اقلام تعدیلکننده مربوط.
Carrying Amount — مبلغ دفتری
مبلغی که یک دارایی یا بدهی در صورت وضعیت مالی با آن گزارش میشود.
Amortization — استهلاک دارایی نامشهود
تخصیص مبلغ استهلاکپذیر دارایی نامشهود طی عمر مفید آن.
Impairment — کاهش ارزش
کاهش ارزش بازیافتنی یک دارایی نسبت به مبلغ دفتری آن.
اصطلاحات حسابداری انگلیسی مربوط به فروش و خرید
| English | فارسی |
|---|---|
| Purchase | خرید |
| Sale | فروش |
| Customer | مشتری |
| Supplier | تأمینکننده |
| Vendor | فروشنده / تأمینکننده |
| Invoice | صورتحساب / فاکتور |
| Sales Invoice | صورتحساب فروش |
| Purchase Invoice | صورتحساب خرید |
| Discount | تخفیف |
| Trade Discount | تخفیف تجاری |
| Cash Discount | تخفیف نقدی |
| Sales Return | برگشت از فروش |
| Purchase Return | برگشت از خرید |
| Receipt | رسید |
| Payment | پرداخت |
| Collection | وصول |
| Settlement | تسویه |
| Prepayment | پیشپرداخت |
| Advance Payment | پرداخت علیالحساب / پیشپرداخت بسته به کاربرد |
اصطلاحات انگلیسی حسابداری مربوط به بانک و خزانه
Bank Account — حساب بانکی
حساب واحد تجاری نزد بانک.
Bank Statement — صورتحساب بانکی
گزارش تراکنشهای حساب بانکی.
Bank Reconciliation — مغایرتگیری بانکی
فرایند تطبیق اطلاعات حسابداری بانک با صورتحساب بانک.
Bank Reconciliation Statement — صورت مغایرت بانکی
گزارشی که اختلاف میان دفاتر و صورتحساب بانک را تشریح میکند.
Deposit — واریز / سپرده
بسته به کاربرد میتواند به معنی سپرده یا واریز وجه باشد.
Withdrawal — برداشت
خروج وجه از حساب.
Check / Cheque — چک
سند پرداخت بانکی.
Petty Cash — تنخواه
وجوه نقدی که برای پرداخت مخارج کوچک و روزمره در اختیار مسئول مربوط قرار میگیرد.
Petty Cash Fund — تنخواهگردان
مبلغ مشخصی که برای هزینههای جزئی تخصیص داده میشود.
Cash Receipt — دریافت نقدی
ثبت دریافت وجه نقد.
Cash Payment — پرداخت نقدی
ثبت پرداخت وجه نقد.
اصطلاحات مهم حسابداری مربوط به حقوق و دستمزد
Payroll — حقوق و دستمزد
فرایند محاسبه و پرداخت حقوق کارکنان.
Salary — حقوق
پرداخت معمولاً ثابت به کارکنان.
Wage — دستمزد
پرداختی که غالباً بر اساس ساعت یا میزان کار تعیین میشود.
Gross Salary — حقوق ناخالص
حقوق قبل از کسورات.
Net Salary — خالص حقوق
مبلغ قابل پرداخت پس از کسورات.
Overtime — اضافهکاری
کارکرد بیشتر از ساعات معمول.
Bonus — پاداش
پرداخت اضافی به کارکنان.
Allowance — مزایا / فوقالعاده
پرداختهای جانبی مرتبط با حقوق.
Deduction — کسورات
مبالغ کسرشده از حقوق.
Payroll Tax — مالیات حقوق
مالیات مرتبط با پرداخت حقوق.
اصطلاحات حسابداری مربوط به مالیات
Tax — مالیات
وجهی که مطابق قوانین مالیاتی دریافت میشود.
Taxpayer — مؤدی مالیاتی
شخصی که مشمول تکالیف مالیاتی است.
Tax Return — اظهارنامه مالیاتی
گزارش اطلاعات مالیاتی که توسط مؤدی ارائه میشود.
Taxable Income — درآمد مشمول مالیات
درآمدی که طبق مقررات، مبنای محاسبه مالیات قرار میگیرد.
Tax Liability — بدهی مالیاتی
مالیات قابل پرداخت مؤدی.
Income Tax — مالیات بر درآمد
مالیات مربوط به درآمد.
Value Added Tax — مالیات بر ارزش افزوده
مخفف:
VAT
Tax Audit — حسابرسی / رسیدگی مالیاتی
بررسی اطلاعات و اسناد از منظر مالیاتی.
Tax Exemption — معافیت مالیاتی
معافیت از پرداخت مالیات طبق مقررات مربوط.
Tax Deduction — کسر مالیاتی
مبلغی که در شرایط مشخص از مبنای مالیاتی کسر میشود.
Tax Credit — اعتبار مالیاتی
اعتباری که مطابق مقررات از مالیات قابل پرداخت قابل کسر است.
اصطلاحات حسابرسی به انگلیسی
Audit — حسابرسی
بررسی نظاممند اطلاعات و شواهد مالی.
Auditor — حسابرس
فردی که عملیات حسابرسی را انجام میدهد.
Internal Audit — حسابرسی داخلی
حسابرسی درونسازمانی با هدف ارزیابی کنترلها و فرایندها.
External Audit — حسابرسی مستقل
حسابرسی توسط شخص یا مؤسسه مستقل.
Audit Evidence — شواهد حسابرسی
اطلاعات مورد استفاده حسابرس برای دستیابی به نتیجه.
Audit Report — گزارش حسابرس
گزارش حاصل از فرایند حسابرسی.
Audit Opinion — اظهارنظر حسابرس
نتیجه حرفهای حسابرس درباره موضوع مورد رسیدگی.
Internal Control — کنترل داخلی
فرایندها و کنترلهایی که برای دستیابی به اهداف سازمان طراحی شدهاند.
Materiality — اهمیت
مفهومی که مشخص میکند یک اشتباه یا حذف اطلاعات تا چه اندازه میتواند بر تصمیم استفادهکننده اثر بگذارد.
Misstatement — تحریف
اختلاف بین اطلاعات گزارششده و اطلاعاتی که باید صحیح گزارش میشد.
Fraud — تقلب
اقدام عمدی برای فریب یا تحریف اطلاعات.
Error — اشتباه
خطای غیرعمدی در اطلاعات یا عملیات حسابداری.
استانداردها و مخففهای مهم حسابداری به انگلیسی
| مخفف | عبارت انگلیسی | معنی |
|---|---|---|
| IFRS | International Financial Reporting Standards | استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی |
| IAS | International Accounting Standards | استانداردهای بینالمللی حسابداری |
| GAAP | Generally Accepted Accounting Principles | اصول پذیرفتهشده حسابداری |
| CPA | Certified Public Accountant | حسابدار رسمی در برخی نظامهای حرفهای |
| CFO | Chief Financial Officer | مدیر ارشد مالی |
| AR | Accounts Receivable | حسابهای دریافتنی |
| AP | Accounts Payable | حسابهای پرداختنی |
| GL | General Ledger | دفتر کل |
| COGS | Cost of Goods Sold | بهای تمامشده کالای فروشرفته |
| COGM | Cost of Goods Manufactured | بهای تمامشده کالای ساختهشده |
| WIP | Work in Process | کالای در جریان ساخت |
| FG | Finished Goods | کالای ساختهشده |
| PPE | Property, Plant and Equipment | اموال، ماشینآلات و تجهیزات |
| VAT | Value Added Tax | مالیات بر ارزش افزوده |
| ROI | Return on Investment | بازده سرمایهگذاری |
| ROA | Return on Assets | بازده داراییها |
| ROE | Return on Equity | بازده حقوق مالکانه |
| EPS | Earnings Per Share | سود هر سهم |
| EBITDA | Earnings Before Interest, Taxes, Depreciation and Amortization | سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک و آمورتایز |
| ABC | Activity-Based Costing | هزینهیابی بر مبنای فعالیت |
| BEP | Break-even Point | نقطه سربهسر |

اصطلاحات حسابداری فارسی به انگلیسی
گاهی کاربر بهجای پیدا کردن معنی یک کلمه انگلیسی، معادل انگلیسی یک اصطلاح فارسی را میخواهد. این جدول برای جستوجوی اصطلاحات حسابداری فارسی به انگلیسی طراحی شده است.
| فارسی | انگلیسی |
|---|---|
| حسابداری | Accounting |
| حسابدار | Accountant |
| حساب | Account |
| دارایی | Asset |
| دارایی جاری | Current Asset |
| دارایی ثابت | Fixed Asset |
| بدهی | Liability |
| بدهی جاری | Current Liability |
| سرمایه | Capital |
| حقوق مالکانه | Equity |
| درآمد | Revenue |
| هزینه | Expense |
| سود | Profit |
| زیان | Loss |
| وجه نقد | Cash |
| موجودی کالا | Inventory |
| موجودی اول دوره | Beginning Inventory |
| موجودی پایان دوره | Ending Inventory |
| خرید | Purchase |
| فروش | Sale / Sales |
| حساب دریافتنی | Account Receivable |
| حساب پرداختنی | Account Payable |
| اسناد دریافتنی | Notes Receivable |
| اسناد پرداختنی | Notes Payable |
| دفتر روزنامه | Journal |
| دفتر کل | General Ledger |
| دفتر معین | Subsidiary Ledger |
| تراز آزمایشی | Trial Balance |
| سند حسابداری | Accounting Document |
| ثبت حسابداری | Journal Entry |
| بدهکار | Debit |
| بستانکار | Credit |
| صورتهای مالی | Financial Statements |
| ترازنامه | Balance Sheet |
| صورت وضعیت مالی | Statement of Financial Position |
| صورت سود و زیان | Income Statement |
| صورت جریان وجوه نقد | Statement of Cash Flows |
| سود ناخالص | Gross Profit |
| سود عملیاتی | Operating Profit |
| سود خالص | Net Profit |
| بهای تمامشده | Cost |
| بهای تمامشده کالای فروشرفته | Cost of Goods Sold |
| بهای تمامشده کالای ساختهشده | Cost of Goods Manufactured |
| مواد اولیه | Raw Materials |
| مواد مستقیم | Direct Materials |
| دستمزد مستقیم | Direct Labor |
| سربار ساخت | Manufacturing Overhead |
| کالای در جریان ساخت | Work in Process |
| کالای ساختهشده | Finished Goods |
| هزینه ثابت | Fixed Cost |
| هزینه متغیر | Variable Cost |
| نقطه سربهسر | Break-even Point |
| استهلاک | Depreciation |
| استهلاک انباشته | Accumulated Depreciation |
| عمر مفید | Useful Life |
| حسابرسی | Audit |
| حسابرس | Auditor |
| کنترل داخلی | Internal Control |
| مالیات | Tax |
| اظهارنامه مالیاتی | Tax Return |
| مالیات بر ارزش افزوده | Value Added Tax |
| سال مالی | Fiscal Year |
| بودجه | Budget |
| فاکتور / صورتحساب | Invoice |
| تسویه | Settlement |
| مغایرت بانکی | Bank Reconciliation |
تفاوت چند اصطلاح انگلیسی حسابداری که معمولاً اشتباه گرفته میشوند
Cost و Expense چه تفاوتی دارند؟
Cost مفهومی گستردهتر دارد و میتواند منابع مصرفشده برای تحصیل دارایی، تولید محصول یا انجام فعالیت را نشان دهد.
Expense هزینهای است که در محاسبه عملکرد یک دوره شناسایی شده است.
بنابراین هر Cost الزاماً در همان لحظه Expense نیست.
Revenue و Income چه تفاوتی دارند؟
Revenue معمولاً درآمد حاصل از فعالیتهای عادی و اصلی کسبوکار را نشان میدهد.
Income میتواند مفهوم گستردهتری داشته باشد و بسته به متن گزارش مالی متفاوت ترجمه شود.
Asset و Expense چه تفاوتی دارند؟
Asset منبعی است که منافع اقتصادی آتی از آن انتظار میرود.
Expense کاهش منافع اقتصادی مربوط به دوره است.
Accounts Payable و Notes Payable چه تفاوتی دارند؟
Accounts Payable معمولاً بدهی تجاری به تأمینکنندگان است.
Notes Payable بدهی مستند به سند یا تعهد کتبی پرداخت است.
Accounts Receivable و Notes Receivable چه تفاوتی دارند؟
Accounts Receivable مطالبات تجاری عادی هستند.
Notes Receivable مطالباتیاند که بر اساس سند مشخص دریافتنی ایجاد شدهاند.
Depreciation و Amortization چه تفاوتی دارند؟
در کاربرد متداول حسابداری:
Depreciation بیشتر برای داراییهای مشهود استفاده میشود.
Amortization معمولاً درباره تخصیص مبلغ استهلاکپذیر داراییهای نامشهود به کار میرود.
مهمترین اصطلاحات حسابداری برای مصاحبه شغلی
اگر برای استخدام حسابداری آماده میشوید، حداقل باید این واژهها را بدون مکث بشناسید:
- Accounting
- Accountant
- Assets
- Liabilities
- Equity
- Revenue
- Expense
- Debit
- Credit
- Accounts Receivable
- Accounts Payable
- Inventory
- Journal Entry
- General Ledger
- Trial Balance
- Financial Statements
- Balance Sheet
- Income Statement
- Cash Flow Statement
- Cost of Goods Sold
- Depreciation
- Accumulated Depreciation
- Gross Profit
- Net Profit
- Payroll
- Bank Reconciliation
- Audit
- Internal Control
- Tax Return
- VAT
حفظ کردن ترجمه این کلمات کافی نیست. حسابدار باید بتواند کاربرد هر اصطلاح را در یک رویداد واقعی توضیح دهد.
نمونه جملات انگلیسی برای حسابداران
The company has significant accounts receivable.
شرکت مبلغ قابلتوجهی حساب دریافتنی دارد.
Inventory increased during the financial year.
موجودی کالا طی سال مالی افزایش یافته است.
The accountant prepared the trial balance.
حسابدار تراز آزمایشی را تهیه کرد.
The company recorded depreciation expense.
شرکت هزینه استهلاک را ثبت کرد.
Accounts payable must be reconciled.
حسابهای پرداختنی باید تطبیق داده شوند.
The financial statements were audited.
صورتهای مالی حسابرسی شدند.
Cost of goods sold increased this year.
بهای تمامشده کالای فروشرفته امسال افزایش یافت.
The company reported a net profit.
شرکت سود خالص گزارش کرد.
The bank reconciliation has been completed.
مغایرتگیری بانکی انجام شده است.
Raw materials are transferred to production.
مواد اولیه به تولید منتقل میشوند.
چگونه اصطلاحات حسابداری انگلیسی را سریعتر یاد بگیریم؟
روش مؤثر این است که واژهها را موضوعی یاد بگیرید، نه به ترتیب حروف الفبا.
برای مثال ابتدا این زنجیره را یاد بگیرید:
Assets → Liabilities → Equity
سپس:
Revenue → Expense → Profit
بعد:
Journal → Ledger → Trial Balance → Financial Statements
و برای حسابداری صنعتی:
Raw Materials → Work in Process → Finished Goods → Cost of Goods Sold
این شیوه باعث میشود هر اصطلاح در یک ساختار حسابداری مشخص در ذهن قرار گیرد.
اصطلاحات حسابداری به انگلیسی PDF
برای کسانی که میخواهند این واژهنامه را ذخیره کنند یا قبل از کلاس، امتحان و مصاحبه شغلی مرور سریع داشته باشند، نسخه اصطلاحات حسابداری به انگلیسی pdf میتواند شامل این بخشها باشد:
- اصطلاحات پایه حسابداری
- اصطلاحات حسابداری انگلیسی به فارسی
- اصطلاحات حسابداری فارسی به انگلیسی
- اصطلاحات تخصصی حسابداری
- اصطلاحات حسابداری صنعتی
- صورتهای مالی
- حسابرسی
- مالیات
- حقوق و دستمزد
- بانک و خزانه
- مخففهای مهم حسابداری
- اصطلاحات مناسب مصاحبه
دانلود PDF اصطلاحات حسابداری به انگلیسی
اصطلاحات انگلیسی حسابداری PDF برای چه کسانی مناسب است؟
نسخه اصطلاحات انگلیسی حسابداری pdf میتواند برای گروههای زیر کاربردی باشد:
- دانشجویان حسابداری
- کارآموزان حسابداری
- حسابداران تازهکار
- حسابداران شرکتهای تولیدی
- مدیران مالی
- متقاضیان استخدام حسابداری
- کاربران نرمافزارهای مالی انگلیسی
- افرادی که صورتهای مالی انگلیسی مطالعه میکنند
- دانشجویانی که قصد مطالعه منابع IFRS دارند
سوالات متداول اصطلاحات حسابداری به انگلیسی
حسابداری به انگلیسی چه میشود؟
حسابداری در انگلیسی Accounting و حسابدار Accountant گفته میشود.
مهمترین اصطلاحات حسابداری به انگلیسی کداماند؟
Assets، Liabilities، Equity، Revenue، Expense، Debit، Credit، Accounts Receivable، Accounts Payable، Inventory، General Ledger، Trial Balance و Financial Statements از مهمترین اصطلاحات هستند.
دارایی به انگلیسی در حسابداری چیست؟
دارایی به انگلیسی Asset و جمع آن Assets است.
بدهی به انگلیسی در حسابداری چیست؟
بدهی در حسابداری Liability و جمع آن Liabilities است.
سرمایه به انگلیسی در حسابداری چیست؟
معادل آن بسته به مفهوم میتواند Capital باشد. اگر منظور حقوق مالکانه باشد، اصطلاح Equity دقیقتر است.
بدهکار و بستانکار به انگلیسی چیست؟
بدهکار Debit و بستانکار Credit است.
ترازنامه به انگلیسی چیست؟
ترازنامه معمولاً Balance Sheet نامیده میشود. عنوان Statement of Financial Position نیز برای صورت وضعیت مالی استفاده میشود.
صورت سود و زیان به انگلیسی چیست؟
Income Statement و در برخی کاربردها Profit and Loss Statement (P&L).
بهای تمامشده به انگلیسی چیست؟
بسته به مفهوم از Cost استفاده میشود. بهای تمامشده کالای فروشرفته Cost of Goods Sold (COGS) است.
حسابداری صنعتی به انگلیسی چیست؟
یکی از معادلهای رایج در این حوزه Cost Accounting است.
کالای در جریان ساخت به انگلیسی چیست؟
Work in Process (WIP).
مواد اولیه به انگلیسی چیست؟
Raw Materials.
سربار ساخت به انگلیسی چیست؟
Manufacturing Overhead یا در برخی متون Factory Overhead.
استهلاک به انگلیسی چیست؟
استهلاک داراییهای مشهود معمولاً Depreciation نامیده میشود.
حسابهای دریافتنی به انگلیسی چیست؟
Accounts Receivable (AR).
حسابهای پرداختنی به انگلیسی چیست؟
Accounts Payable (AP).
دفتر کل به انگلیسی چیست؟
General Ledger (GL).
تراز آزمایشی به انگلیسی چیست؟
Trial Balance.
اظهارنامه مالیاتی به انگلیسی چیست؟
Tax Return.
مالیات بر ارزش افزوده به انگلیسی چیست؟
Value Added Tax (VAT).
اصطلاحات انگلیسی حسابداری صنعتی شامل چه مواردی است؟
Cost Accounting، Direct Materials، Direct Labor، Manufacturing Overhead، Raw Materials، Work in Process، Finished Goods، COGS، COGM، Fixed Cost، Variable Cost، Cost Center و Break-even Point از مهمترین موارد هستند.
بهترین روش یادگیری اصطلاحات حسابداری در انگلیسی چیست؟
یادگیری موضوعی بهتر از حفظ کردن یک فهرست طولانی است. ابتدا اصطلاحات پایه، سپس صورتهای مالی، ثبت حسابداری، صنعتی، حسابرسی و مالیات را بهترتیب یاد بگیرید و هر واژه را همراه یک مثال واقعی مرور کنید.
جمعبندی
تسلط بر اصطلاحات حسابداری به انگلیسی برای مطالعه منابع تخصصی، کار با گزارشهای مالی، ورود به بازار کار و پیشرفت حرفهای حسابداران اهمیت زیادی دارد.
لغاتی مانند Assets، Liabilities، Equity، Revenue، Expense، Debit و Credit پایه کار هستند؛ اما یک حسابدار حرفهای باید اصطلاحات پیشرفتهتری مانند Accounts Receivable، Accounts Payable، Financial Statements، Cost of Goods Sold، Work in Process، Manufacturing Overhead، Depreciation، Bank Reconciliation، Internal Control و Tax Return را نیز بشناسد.
بهخصوص در حسابداری شرکتهای تولیدی، یادگیری اصطلاحات حسابداری صنعتی به انگلیسی ضروری است؛ زیرا مفاهیمی مانند مواد مستقیم، دستمزد مستقیم، سربار، کالای در جریان ساخت، کالای ساختهشده و بهای تمامشده دائماً در گزارشهای تخصصی استفاده میشوند.
این صفحه بهعنوان یک مرجع اصطلاحات حسابداری انگلیسی به فارسی و اصطلاحات حسابداری فارسی به انگلیسی طراحی شده تا بتوانید بهجای حفظ کردن ترجمههای پراکنده، مفهوم واقعی هر اصطلاح را در ساختار حسابداری یاد بگیرید.

